خرید بک لینک
ساعات آزادباش در کنار سیم خاردار اردوگاه قدم میزدم .هر چه سعی میکردم نمیتوانستم آنور سیمهای خاردار را ببینم . آنجا به گمانم آزادی بود . ساعتها در رفت و آمد این مسیر تمام نشدنی ! آنجا نزدیکترین نقطه به آزادی بود . کنار سیمهای خاردار که بودم آرامش داشتم . زبان و قلم در نمایش آن لحظات ناتوانند . لحظاتی در کنار انتها ! وقتی آدمی به انتها میرسد با خودش روراست تر میشود . آنجا با خودم صادق بودم . امیدها به آرزوهای واهی تبدیل شده بود و دیگر هیچ تمنایی نداشتم . انگار نقطه انتهای دنیا بود . 24 سال ازان دوران میگذرد و بعد از عبور ازانجا دیگر هرگز نتوانستم به این دنیا بازگردم . همچنان در دنیایی بدون آرزو قدم میزنم و در احساس آنروزها پرسه زنان به دنیایی متفاوت می اندیشم .

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 7:58

صفحه بندی