خرید بک لینک

تعهد و توقع



** توقع: ** رویایی است که از دیگران یا خود انتظار تحققش را داریم. ** تعهد: ** مسئولیتی است برای واقعی کردن انتظاری که آفریده‌ایم - **توقع**: حالتی است که در آن ما انتظاراتی از دیگران، محیط یا حتی خودمان داریم، بدون اینکه همیشه تضمینی برای تحقق آن‌ها وجود داشته باشد. توقع ممکن است بر اساس ارزش‌ها، تجربیات یا قول‌های داده‌شده شکل بگیرد، اما گاهی عدم تحقق توقعات می‌تواند منجر به ناامیدی یا سوءتفاهم شود.

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: شنبه 3 مرداد 1405 ساعت: 7:35

هیچ ساختاری ماندگار نیست .هر ساختاری یه روز متولد میشه و نوید خوشبختی مردم رو با خودش میاره ،این ساختار انرژی بزرگی رو بین مردم آزاد میکنه شفا بخش , ایثارگر و مهربان . وقتی ساختار نو میخواد پا بگیره , مهر و محبت زیادی رو بین مردم تقسیم میکنه . آدما که نه فقط , حتی حیوانات و گیاهان و حتی تمام موجودات هم به رقص و شادی می رسن !تیره گی ها و ظلم ها از یاد می روند . محبت آتشین قلب همگان رو آکنده میکند . انگار دنیا جای زیبا تری برای زندگانی می شود . زندگی ابدی و بی پایان !! اما بعد از مدتی انرژی ساختار کاهش پیدا میکنه و مجبور میشه کمبود انرژیشو از مردم تامین کنه . اینجا مردم به توازن رسیده اند . اینکه زندگی نه پستی و نه بلندی ، به کلام دیگر یک سکوت در زندگی , آرامش و اطمینان ازینکه کارها تا ابد همینگونه پیش میرود !آرام آرام انرژی ساختار ته میکشه و تمام انرژی حیاتیشو از مردم تامین میکنه . این زمان زمانه سوداگران است . سوداگران سوار بر ساختار از پشت پرده ساختار به بیرون می جهند و در انظار مردم از ساختار خارج میشوند تا بتوانند مردم را در ساختار نگه دارند !! انرژی نگهداری ساختار را هم از مردم تامین می کنند !!هیچ انرژی به هدر نرفته . یک توهم خوشبختی اومده و بعدشم رفته . همونقدر که موجب امید و خوشحالی و خوشبختی شده , به همون اندازه هم موجب ناامیدی و قتل و غارت شده ! حسابها درست و عادلانه تسویه شده , نگران نباشید تاریخ همین است ! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 13:43

همونطور که عدم مطالعه عوارض اجتماعی و فردی زیادی دارد , آفتهای مطالعه هم کم نیستن !!یکی از آفتهای مطالعه احساس دانایی هست وقتی احساس دانایی بر آدم چیره می شود ، اتفاقات جالبی رخ میدن :1- احساس برتریت بر انسانهای دیگر2- احساس تسلط بر سرنوشت3- احساس مسئولیت نسبت به تمام رخدادهای پیرامون4- رنج بیش از حد تحمل5- آزردگی4- عصبانیت5- خشونتو در نهایت افسردگی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 8:45

به این راحتی نمیشه گفت که آیا ساختار برای ماست یا ما برای ساختار . اما چیزی که جلب نظر میکند اینست که در ابتدا ساختار برای ماست و رفته رفته به نقطه تعادل می رسیم که هم ساختار برای ماست و هم ما برای حفظ ساختار . اما از جایی بیشتر این ما هستیم که ساختار را حفظ میکنیم در این نقطه دیگر ساختار برای ما کاری انجام نمیدهد !! اصول تشکیل سازمان هم همینگونه است در ابتدا سازمان برای خدمت به ما و اهداف ما پدید می آید اما رفته رفته ما برای نگهداشت سازمان تلاش میکنیم در حالیکه سازمان به ما توجهی ندارد !!! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 8:45

Jede Härte führt zu Langsamkeit, jedes Reen führt zum Stillstand, jede Härte führt zu Spaung, jede Gier führt zu Vergebung, jedes Urteil führt zu Bedaue.

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 15:42

Captivity taught me

"Every harshness leads to slowness,

every ruing leads to standing,

every aggression leads to retreat,

every greediness leads to forgiveness,

every judgment leads to regret,

and every difficulty leads to ease and the opposite .

so we are in the captivity of the sinusoidal circle of each this leads to that , then what is the meaning of the play ?

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 14:21

درباره آنچه به مسلمانان بازگردانید از املاک بیت المال که عثمان به میل خویش به دیگران بخشیده بود

حرفهای خوب زیادن ...ظاهرا باید تنگنا ، مصیبت ، بیماری ، بیچارگی ، فلاکت و دریوزگی اتفاق بیوفته تا به عدالت برسیم!

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 12:36

بخشی از رستگاری , خطرپذیریست

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 23:25

بویژه در دنیای امروز اصیل زندگی کردن دشوار است . حواشی آنچنان زیادند که تمیزشون از اصالت به سختی امکان پذیره . اونقدر که حواشی میشن زندگی

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 23:25

دنیا فریبندس . کرشمه ها و طنازیهاش هوش از سرت می بره . هر چه بیشتر مدهوش میشی بیشتر غرقش میشی . زیباست و دلفریب . به امید فراموشی رنج آگاهی ، درگیر غم دلبستگی می شی و دلبستگی تو رو در دایره غم و لذت رها میکنه .

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 13:17

آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدتوان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدتآن نفسی که باخودی خود تو شکار پشهایوان نفسی که بیخودی پیل شکار آیدتآن نفسی که باخودی بسته ابر غصهایوان نفسی که بیخودی مه به کنار آیدتآن نفسی که باخودی یار کناره میکندوان نفسی که بیخودی باده یار آیدتآن نفسی که باخودی همچو خزان فسردهایوان نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدتجمله بیقراریت از طلب قرار تستطالب بیقرار شو تا که قرار آیدتجمله ناگوارشت از طلب گوارش استترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدتجمله بیمرادیت از طلب مراد تستور نه همه مرادها همچو نثار آیدتعاشق جور یار شو عاشق مهر یار نیتا که نگار نازگر عاشق زار آیدتخسرو شرق شمس دین از تبریز چون رسداز مه و از ستارهها والله عار آیدتمولوی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 13:17

هنوز تنومندی اندام سنتی با جنسی از وابستگی و رنگی از خشونت ناشی از جباریت مانس اشپربر و بویی از آرمانهای انسانی چشم ها را مینوازد .موسی همان موسی و عیسی همان عیساست . سراب ذهن اما هنوز سراب آزادیست !با اینکه سکینه را پارمیدا صدا میزنند اما هنوز دستمال کاغذیش را از پنجره ماشین به دست باد می سپارد تا هر چه بادا باد !قلی با اینکه کتاب نمی خواند ، اسمش سیاوش است و سیاوش را سیا صدا میکنند چون اطلاعاتش از سازمان سیا بیشتر است !صدای نارضایتی بلند است فریاد جانبخش آزادی ! آزادی اصیل است و برای انسانی که میخواهد با اصالت وجود زندگی کند حکم آب را دارد اما اصالت وجود با انقلاب'>انقلاب شخصیست !فری با پرایدش به محل کار میرود ، به نظر او اصالت با پژو پارس است و تا وقتی نتواند یک پژو پارس بخرد نمیتواند با اصالت وجود زندگی کند . فری تا به حال به مفهوم آلودگی هوا و امکان استفاده از دوچرخه برای رفتن به سر کار فکر نکرده است چون آزادی مهمتر است ! چون آزادی اصیل است !سکینه و قلی و فری با هم به پارتی می روند تا دردها و غمهای بشری را فراموش کنند و از طرفی آزادی را لمس کنند !سکینه و قلی و فری دورهمی کتاب را شرکت نمیکنند چون با ساعت پارتی شان تداخل دارد ! ضمنا کتابها محتوا ندارند !حامد دکترای مهندسی خودرو دارد او یک دفتر شیک با حقوق زیاد لازم دارد تا بتواند موتور خودرو بسازد ، او از سال 1336 هجری شمسی تا به حال دفترهای زیادی را دیده است اما هیچکدام باب میلش نبوده ! حامد درباره کارگاه آهنگری نیوکامن مطالعه کرده است و میداند اولین موتور اتمسفری رو در سال 1712 میلادی درست کرده او حتی داستان زندگی جیمز وات فقیر رو هم خوانده است و می داند موتور بخار حاصل چندین ماه کار شبانه روزی او بوده ولی نکته ای که ذهن کنجکاو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 18:25

2 ماه بود که با صلیب سرخ تونسته بودیم ارتباط برقرار کنیم به عنوان مترجم مشغول ترجمه صحبتهای یکی از هم اسارتیها به اسم یداله بودم که نماینده صلیب سرخ به انگلیسی پرسید : رسته این اسیر چیه ؟ ( از چه ارگانی اعزام شده ؟ ) می دونستم بسیجی هست توی ذهنم دنبال ترجمه کلمه بسیجی به انگلیسی بودم که یداله با لهجه خودش گفت : ایما بسیجی هسوم ... !! برای یداله توضیح دادم که این بنده خدا فارسی بلد نیست ... نماینده صلیب سرخ پس از بازی کوتاه با خودکارش روی برگه به انگلیسی نوشت Basij !! سرش رو که بالا آورد گفت : اوکی بسیجی ! من ....!بسیج نیاز به توضیح نداره , بسیج نام شناخته شده با فرهنگ ویژه خودش نه تنها در داخل کشور بلکه در بیرون مرزها هم آشناست . بسیج مهمترینهای حال خوش رو برای آدم به ارمغان میاره اون چیزایی که اسمش خوش بختی اصیل هست . اصیل میگم چون امروزه خوش بختی غیر اصیل زیاده . خوش بختیهایی که خوش حالی یاری رساندن , کنار هم بودن , همبستگی و همدلی در حد رفیق صمیمی رو به تو هدیه میکنه . اگر تا به حال غیر از این دیدی اون بسیجی نبوده . بسیجی یعنی کسی نزدیک تر از برادر تو یعنی رفیق صمیمی بسیج جامعه پزشکی تمام اینا رو به حد اعلا داره یعنی رفیق صمیمی تو هستم در راه رسیدن به سلامت جسمی تو و البته با حال خوش این راه خوش بختم .زمانی زمانه پیکار کوچک ( جهاد اصغر ) 8 سال دفاع مقدس بود به نظرم شادکامی و سعادت در پیکار بزرگ ( جهاد اکبر ) به مراتب بیشتر است . پیکار برای رسیدن به یک زندگی جمعی شاد توام با آگاهی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 18:25

راز ، یعنی آنچه در پشت پرده هست و قابل دیدن و گفتن و شنیدن نیست من هم راز دان نیستم تا بتوانم برای شما راز زندگی بگویم ! هدفم از نوشتن این چند سطر اما اینست که حدسم را ازین زندگی واگویه کنم ! زندگی چیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 2:08

همچنانکه زمان میگذرد دچار تغییر میشوم . تغییر فقط فیزیکی نیست شیمیایی هم هست ! دگرگونی در تمام ابعاد است . یک موج سهمگین ... شانه هایم تحمل تکانه هایش را ندارند ... چه بود و چه شد ؟! قضاوت سخت است بهتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا پاکدل تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 7:58

صفحه بندی